تور دوچرخه سواری دریاچه ارومیه

 


دریایی بنام تتیس که اقیانوس آرام را به اقیانوس اطلس متصل میکرد و دریاچه آرال در قزاقستان تا دریاچه وان ترکیه و دریاچه مازندران ایران را نیز در بر می­گرفت، عمق این دریاچه بسیار کم، اما وسعت و محدوده زیادی داشت. آثار این دریاچه از فسیل ها و سنگواره های موجود در منطقه کاظم داشی، ماواتل و سرو از توابع شهرستان ارومیه قابل مشاهده است و دریاچه ارومیه نیز قسمتی از آن دریاچه باستانی بود.

هدف گروه از این برنامه، حمایت از دریاچه ارومیه، و شناخت مناظر زیبا و بکر، و طبیعت زیبای اطراف آن و ترویج فرهنگ دوچرخه سواری است. وسیله سفر ما دوچرخه، که وسیله ای بسیار پاک و امن و راحت است.

ما از اعضای گروه دوچرخه سواری بایک رایدر ارومیه (bike__rider) هستیم که چندین سال است در طبیعت و مسیرهای کوهستانی آذربایجان غربی و شمال غرب ایران رکاب میزنیم، اکثر اعضای گروه از ورزشکاران منضبت و زبده ای تشکیل شده، فعالیت قهرمانی هم داریم، اما محور اصلی فعالیت گروه، طبیعت گردی و ورزش برای سلامتی است. مسیر را از ارومیه با شش ورزشکار (چهار نفر آقا و ۲ نفر بانو) آغاز کردیم.

روز اول از مسیر نوشین شهر و روستای قره باغ گذشته و بعد از ۱۱۰ کیلومتر رکابزنی به روستای قره قشلاق از توابع شهرستان سلماس رسیدیم و شب را در چادر و کیسه خواب استراحت کردیم. قره قشلاق، مردمی بسیار مهمان نواز و خون گرم دارد و اکثراً به دامداری و دامپروری مشغول هستند.

 

روز دوم بعد از صرف صبحانه مسیر را به سمت شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی ادامه دادیم. بعد طی ۶۵ کیلومتر و دیدن مناظر زیبای دریاچه، باغات و کوههای اطراف آن، نهار را در ورودی بندر شرفخانه صرف کرده و بعد ۱۵ کیلومتر رکاب زنی، شب را در شهر شبستر بصورت کمپ اقامت نمودیم.

 


در روز سوم بنا به محدودیت زمانی، و خطرات جاده ای از طریق مسیر فرعی و کم تردد، جاده خاکی و روستایی، خودمان را به شهر ایلخچی رساندیم. چندین سال است که به دلیل کاهش بارندگی و استفاده بیش از حد از منابع زیرزمینی آبی، محدوده بین شبستر تا سرای به کلی خشک شده و تبدیل به کویر شده است. در روستاهای این منطقه بیشتر دامپروری انجام میشود و به دلیل شوری خاک و کم آبی، فعالیت کشاورزی بسیار کمی انجام میشود.

 

اما هر چقدر از دریاچه دور میشویم فعالیت کشاورزی و دامپروری صنعتی بیشتر دیده میشود، کشت محصولاتی چون پیاز در ایلخچی، صیفی جات در شبستر، و فعالیت صنایع غذایی در شبستر، ایلخچی، آذرشهر نمود بیشتری دارد.

با اینکه باد شدیدی می‌وزد، با صبر و حوصله مسیر را در شهر آذرشهر به اتمام رسانده و با اقامت در مسافرخانه و استحمام و تامین ملزومات، شب را به صبح می رسانیم. روز سوم ضعف تغذیه در اعضای گروه بیشتر دیده میشود، با مصرف آب و غذاهای آبکی رفع شد. هوا به زیر صفر کاهش پیدا کرده، لباس دوچرخه گرم یکی از ملزومات سفر در فصل بهار در منطقه آذربایجان است.

جهت باد غالب در مسیر بیشتر از سمت دریاچه به جاده است، در فصل بهار بدلیل تغییرات آب و هوای هر لحظه احتمال بارش باران یا برف وجود دارد. مسیر ۶۰ کیلومتری شبستر تا آذرشهر یکی از سخت ترین مسیرها بدلیل سردی هوا و باد می باشد.

آذرشهر بدلیل قدمت، مکانهای تاریخی بسیاری دارد، اما از نظر زیرساختهای گردشگری بسیار ضعیفی برخوردار است، و مردم مهمانواز و خون گرم یکی نقاط قوت این شهر است، البته همینجا اضافه کنم دیدگاه مردم منطقه آذربایجان نسبت به دوچرخه سواری و فرهنگ آن بسیار مثبت است. در اکثر مسیرها راهنمایی و حتی مهمان نوازی خودشان را به رخ میکشند.

در روز چهارم مسیر به سمت شهر مراغه ادامه میدهیم، بعد از عبور از شهر عجب شیر، بناب و صرف کباب بناب، شب را در مراغه استراحت خواهیم کرد. تعارف رو کنار بزارید، با شناخت بهتر و برخورد مثبت با انسانها آشنا شده و از مهمان نوازی آنها برخوردار شوید. میزبان ما در شهر مراغه یکی از دوچرخه سواران قدیمی این شهر بنام آقای توشی است، که با همرکابی و راهنمایی ایشان، بازار مراغه، سد صوفی چای، رصدخانه را بازدید کردیم و در پایان با سوغاتی مراغه، حلوای نخود و سوجوخ کام مان را شیرین نمودند.

 

روز پنج  بعد از بازدید از رصدخانه مراغه با جاده فرعی خاکی خودمان را به شهر بناب، ملکان رسانده، همیشه به دلیل کمی وقت صرف دو وعده اصلی چند استراحت و صرف تنقلات برایمان مقدور است، کم کم به شهر میاندوآب (قوشاچای) نزدیک میشویم، مردم شهر میاندوآب و روستاهای آن اغلب کشاورز و دامدار هستند، کارگاه صنعتی مرتبط و با کشاورزی و محصولات آن نیز در حدفاصل ملکان و میاندوآب نیز گسترش و رونق گرفته است.

بدلیل شرایط آب و هوا، و مهمان نوازی یکی از دوچرخه سوارهای قدیمی و دبیر هیئت میاندوآب آقای عباس پور مهمان ایشان میشویم.

جالب ترین قسمت این سفر مشاهده علاقه وافر شهروندان شهر میاندوآب به دوچرخه سواری و تهیه گزارش و افزایش فرهنگ ورزشدوستی در این شهر است.

روز ششم بعد از خروج از شهر سرسبز و خوش آب و هوای میاندوآب مسیر رو به سمت سه راهی دارلک، شهر محمدیار ادامه میدهیم، بعد از صرف نهار خوشمزه دیزی در یکی از غذاخوری های سنتی و تهیه وسایل شام و صبحانه به سمت تپه باستانی حسنلو رهسپار میشویم، تپه حسنلو و سد آن در نزدیکی شهر محمدیار قرار دارند، بعد بازدید کوتاه و تهیه عکس یادگاری، حرکت کردیم، قبل تاریکی باید کمپ را در نزدیکی سد حسنلو برپا کنیم. در مسیر گذر تا سد، تالابی زیبا با پرندگانی مهاجر جلب توجه میکرد، بعضی اوقات انسان میخواهد در سکوت به دور از استرس شهر نشینی از صدای دلنشین پرندگان و باد لذت ببرد. فقط سکوت، چه زیباست، اما تنهایی فقط برای خداوند است.

  

امشب ستارگان به دلیل نبود ابر و آرام بودن آسمان چشمک زنان ظاهر می شوند. در مناطقی که شناخت ندارید باید قبل از کمپ، تمام دور و اطراف وارسی شود تا باران و حیوانات وحشی مشکلی برای شما ایجاد نکند. صبح زیبای دیگری شروع شده و پرتوهای طلایی خورشید در برکه و تالاب دیده می شود.

زمانهایی از سفر را باید برای مشاهده زیبایی مناظر و سکوت تالاب، شنیدن صدای پرندگان اختصاص داد، شاید فردایی نباشد، با عکس ها، زیبایی های مناظر را شکار کنید تا انسانهای بیشتری را به طبیعت‌گردی و ورزش علاقه مند کنید. ما سفیران صلح، سلامتی هستیم، پس باید به سلامت خود نیز توجه کنیم، باید بیشتر مطالعه کرده و یاد بگیریم تا در زیبایی طبیعت غرق شویم و خالق را در یابیم.

امروز آخرین روز سفر است، با عجله و شوق خانه و خانواده رکاب میزنیم، اما همیشه عجله کار گجله، ما مسیر را اشتباهی به سمت داخل شهر نقده (سولدوز) ادامه دادیم، قسمتی در کار است، اما الآن میگویند همت کن و بعد قسمت هرچی باشد آن شود.


بعد ۲۵ کیلومتر رکاب اضافی دوباره به مسیر اصلی برمی‌گردیم، آب دریاچه ارومیه که روزگاری تا نزدیکی جاده و به راحتی قابل مشاهده بود، حالا دیگر قسمت جنوب بکلی خشک شده است.


روزگاری صدای موج ها را میشنفدیم و بوی دریا به مشاممان می‌رسید. اما حالا تا چشم کار میکند خشکی و خاک بی رمغ است. بعد از گذر از کنار روستاهای دول دیزج و رشکان، به پلیس راه ارومیه می‌رسیم، بدلیل محدودیت کرونایی و وضعیت قرمز استان و بخصوص شهر ارومیه، ماموران پرتلاش و وظیفه شناس، جاده ورودی و خروجی را مسدود کرده اند. کم کم دیگر بعد رود پر آب باراندوزچای و ورودی روستای میرشکارلو به ارومیه نزدیک میشویم، به دقیقه شماری افتادیم، و کیلومترها را میشماریم، شوق دیدار دوستان و آشنایان سرعت رکابزدن ما را بیشتر کرده است.

بهترین سورپرایز این برنامه استقبال گرم نفرات گروه است که با کمی سن، دل به وسعت دریا دارند، برخلاف مسئولین و متولیان ورزش که هر لحظه به فکر درآمد و خودنمایی خشک و خالی هستند، واقعاً جای بسی امیدواری برای آینده و شرایط بهتر کشورمان. خوشبختانه بدون هیچ حادثه و مشکلی برنامه را به اتمام رساندیم، اگر عمری باشد دوباره مسیر دیگر و متفاوتی را رکاب خواهیم زد و گزارش و عکس های آن را به اشتراک خواهم گذاشت.

2 دیدگاه برای “تور دوچرخه سواری دریاچه ارومیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 3 =